AUTHOR: Ehsan DATE: 8/19/2003 2:49:00 AM ----- BODY:

تشريف بيارين اينجا!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 5/05/2003 1:25:00 AM ----- BODY:
خب ديگه وقتش رسيده. بايد می اومدم و خداحافظی می کردم. فعلا عموتون نمی رسه وبلاگ بنويسه. ولی گارفيلد اواسط تير دوباره برمی گرده. اون هم چه جوری ! هم دات کام می شه هم تو امتحان IELTS نمره عالی می گيره. پس چی خيال کردين ؟ قربون همگی.
-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/24/2003 6:45:00 PM ----- BODY:

آرش جونم هم بالاخره دات کام شد! www.semiadam.com   آقا مبارک باشه...شيرينش رو هم ازت ميگيريم...ديگه دوستم کلی خارجی شد...
به اميد خدا منم تابستون بعد از امتحان IELTS ميخوام با کلاس بشم!

2 تا وبلاگ باحال هم ميخوام معرفی کنم بهتون:
 بوزک، که جدا خيلی قشنگ مينويسه، مخصوصا آخرين مطلبش خيلی جالبه...به نظرم حتما بخونيدش...
و آسمانی که خيلی فلسفی مينويسه و يه کم سخته! به سطح من نميخوره، ولی سعی ميکنم بفهمم، به هرحال دکتر کاوه جونم مينويسه ديگه...
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/22/2003 12:51:00 PM ----- BODY:
سينا مطلبی را آزاد کنيد
-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/20/2003 11:08:00 PM ----- BODY:

اعصاب ندارم، يه عالمه کارام مونده، خيلی وقته اينجا ننوشتم، ميخوام برم حموم، موهام کثيفه،  اين مرتيکه هنوز داره در مورد عراق بحث ميکنه، هنوز ميگه آمريکا اشتباه کرده به عراق حمله کرده، گرسنمه، هيچی تو يخچال نيست، اتاقم بهم ريخته، بوی زير سيگاری پر از ته سيگار داره خفه ام ميکنه، حوصله ندارم خاليش کنم، فنجون قهوه کنار مانيتور خشک شده، قيافش حالمو بد ميکنه، خاک اتاقمو برداشته، لباسامو بايد بشورم، هوا گرفته، فرهاد داره مرگ ميزنه، سرم درد ميکنه، رخوت تمام وجودمو گرفته، تا صبح بايد کارامو بکنم، خوابم مياد... ای خدا!
با همه اينا، يه چيزی آرومم ميکنه، اين که هست...!!!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/12/2003 4:17:00 PM ----- BODY:

سلام!
اول از همه از کسانی که لطف کردند و تولدمو تبريک گفتند، خيلی خيلی زياد ممنونم...خيلی خوشحالم کردين...

يه سوال خيلی باحال، شايد بشه اسمشو گذاشت يه جور نظر خواهی، پرستو در مورد آمريکا پرسيده...جواب های خيلی جالبی هم داده شده...اگه جواب ندادين پيشنهاد ميکنم که حتما اين کارو انجام بدين...

امروز يه روز خيلی قشنگ بهاری بود، خيلی وقت ميشد که هوا رو اينقدر بهاری نديده بودم... بعد از بارون ديشب خيلی زيادی ديگه لطيف شده بود، بی اختيار ياد اين شعر حافظ افتادم:

                            گل در بر و می در کف و معشوق بکامست                             
سلطان  جهانم  به  چنين  روز    غلامست  

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/09/2003 12:18:00 AM ----- BODY:

سلام...
 امروز تولد منه...من 23 سال پيش همين روزا به دنيا اومدم...:">
 
ببخشيد، آهنگ تولد بهتر از اين نداشتم، ولی اينجاشو خيلی دوست دارم: "عزيزم، هديه من برات يه دنيا عشقه..."

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/08/2003 4:01:00 PM ----- BODY:
امشب، منچستر يونايتد- رئال مادريد... ساعت 11... فقط دل بوسکه...;)
-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/04/2003 11:31:00 PM ----- BODY:

تشييع جنازه کاوه گلستان، يکشنبه، ساعت 10، از جلوی تالار وحدت.

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 7:56:00 PM ----- BODY:

از خاک کمتريم نوشته مسعود بهنود:
وقتی می نويسی يعنی داری بيان می شوی، يعنی باری بر دوش داری، داری زمينش می گذاری
...
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 6:25:00 PM ----- BODY:
اميد، آرامش، عشق، همين.
-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/03/2003 8:29:00 PM ----- BODY:

کاوه گلستان در گذشت...
برای خواندن مقاله  مسعود بهنود،  در مورد کاوه گلستان اينجا را کليک کنيد.
برای ديدن تعدادی از عکس های  کاوه گلستان اينجا را کليک کنيد.
برای ديدن بيوگرافی حرفه ای کاوه گلستان به اينجا برويد.

مطلب John Simpson در مورد  کاوه گلستان.

نوشته های نفيسه و حسن سربخشيان در اين مورد را بخوانيد.


 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 4/02/2003 1:06:00 PM ----- BODY:

برای همه ماه پری ها آرزو دارم، سال ديگه سيزده  بدر، خونه شوهر، بچه بغل... فقط خيلی مواظب باشين، اول خونه شوهربعدش بچه بغل، نه اول بچه بغل بعدش خونه شوهر...!!!!! ;)

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/31/2003 1:44:00 PM ----- BODY:

دات کام شدنتون مبارک باشه خانوم!!!!:))  :P
اين پايين هم عکس يه پسر خوشتيپه، تو همونجايی که تو پست قبلی گفتم فکر کنم شبيه بهشت باشه ...!

 

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12:56:00 AM ----- BODY:

سلام! من ديروز از شمال برگشتم، يعنی شنبه...خوب بود، بد نبود، اين روزای آخر من ديگه داشتم کف ميکردم... دلم برای تهران حسابی تنگ شده بود، واسه تهران و آدمايی که توش مونده بودند!!! يکی از دستاورد های مهم اين سفر اين بود که ديروز گواهينامه من و گرفتند!!!! يه سبقت مشتی از يه اتوبوس گرفتم، اما بعدش با يه پاژرو آبی شيک مواجه شدم يهو...
خلاصه اين جوری...آب پری هم که طبق معمول رفتم، نارنجستان هم خيلی جای شيکی بود، اما حسابی شلوغ بود، يه سد خاکی هم رفتم تو صلاح الدين کلا...، خورشيد خانوم به آب پری گفته بهشت، اما به نظر من اين درياچه بيشتر شبيه بهشت بود، وسط جنگل، يه درياچه کوچيک، که وسطش يه جزيره خيلی قشنگ بود.....   همه جارو هم مه غليظ گرفته بود، من تو شمال خيلی جا ها رفتم، اما جايی به اين قشنگی تا حالا نديده بودم... يه رکورد جالب هم زدم، از 14 فروردين پارسال تا ديروز، من 6 دفعه رفتم شمال!!!  به نظرم خيلی زياده.....
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/24/2003 9:24:00 AM ----- BODY:
من بازم دارم ميرم شمال! :"> !! اگه خدا بخواد پنجشنبه مجددا ميام خدمتتون! فعلا بای بای!
-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/20/2003 7:53:00 PM ----- BODY:
سال نو مبارک...اميدوارم که سالی پر از خوبی داشته باشيد...اميدوارم هرچی که دوست دارين، همون بشه!!! ايندفعه بهار داره مياد و ميزنيم تو کار مارتيک... ...بهار اومد گلا وا شد، دل ما باز خاطرخواه شد...;)

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/17/2003 1:42:00 PM ----- BODY:

تا مريم گلی نيومده يه چيزی به ما بگه، يه چيزی اينجا بنويسيم...!!!!
من ديشب از شمال برگشتم تهران، برای اولين بار بود که بی ماشين رفته بوديم شمال، با اتوبوس، 11 نفر آدم بوديم،( آدمشو گفتم با شتر اشتباه نگيريد!!!)، آدمای خيلی باحال، هوای عالی، صاف و آفتابی، غير از چهارشنبه که بارون مياميد، از پنجشنبه هوا عالی شد...

خلاصه، اين تجربه شمال يه تجربه جديد بود، با آدمای جديد، من از اين 11 نفر فقط 5 نفر رو قبلا ديده بودم فقط! و فقط با يه نفر خيلی خيلی صميمی بودم، يعنی 4 نفر بقيه رو در حد ديدن ميشناختم، بقيه رو هم که ديگه هيچی! اما خب خيلی خوش گذشت...جای همتون خالی..يکی از بهترين شمال های من بود...

ايندفعه شمال، من باز گير دادم به يه آهنگ!!! آهنگ ستار، ميذارمش اينجا، ببينين خوشتون مياد يا نه؟!؟!؟

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/11/2003 11:15:00 PM ----- BODY:

سلام! من فردا دارم ميرم شمال! دوستان عزيزی که اضافه کار دادند بهم، ناراحت نشند لطفا! قول ميدم که اگه سالم برگشتم، جبران کنم... اين شمال رفتنم، با بقيه شمال رفتنام فرق داره...خيليم فرق داره...
اين آهنگ رو هم گوش کنيد لطفا! قشنگه...

Artist : Demis Roussos
Song : Goodbye My Love

 

hear the wind sing a sad, old song
it knows i'm leaving you today
please don't cry or my heart will break
when I go on my way

Chorus:

goodbye my love goodbye
goodbye and au revoir
as long as you remember me
I'll never be too far

goodbye my love goodbye
I always will be true
so hold me in your dreams
till I come back to you

see the stars in the skies above
they'll shine wherever I may roam
I will pray every lonely night
That soon they'll guide me home

 

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12:55:00 PM ----- BODY:

ببين شکوفه دلبستگيهام، چقدر آسون تو ذهن باد می ميره...

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3/10/2003 11:40:00 AM ----- BODY:

آخيش من اومدم بنويسم بازم...قشنگ 2 هفته ميشه که ننوشتم، حسش نبود به خدا، نميدونم چه مرگم شده بود، اما اصلا نميتونستم بنويسم، ذهنم خيلی مشغول اينور اونور بود، به همه چيز فکر می کردم به جز وبلاگ و وبلاگ نويسی...
ولی خب حالا، بعد از پشت سر گذاشتن يه دوره نيمچه ياس وبلاگی، ميخوام ديگه منظم بنويسم...
اما تو اين مدت، يکی هی متلک انداخت، يکی تهديد کرد به گاز گرفتن، يکی اخراجم کرد..خلاصه...
جمعه رفتيم تجمع بلاگر ها جهت کمک به کودکان بی سرپرست، يه سری عکس ازمون گرفتن، اما نمی دونم چرا کله هامون رو لاک گرفتند، خلاصه عکس ها رو ميتونيد اينجا ببينيد!
ديشب عجب زلزله نانازی اومد، همچين يه کمی زمين لق وزد!!!!! من که انصافا کپ کردم، داشتم چت ميکردم، يهو از جام پريدم، رفتم سمت در که فرار کنم برم تو کوچه!!!!!!!  اما مثنکه ميخواست فقط سر به سرمون بذاره...

فقط يه چيزی بگم و برم، دارم دق ميکنم از کنجکاوی!  (بخونيد فضولی)!!!!

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2/25/2003 10:53:00 AM ----- BODY:

چند نفر از بلاگر ها، يه طرح خيلی جالب دادن برای کمک به بچه های بی سرپرست در روز 16 اسفند، به نظرم خيلی ميتونه جالب باشه و يه حرکت خيلی قشنگه از طرف بچه های بلاگر...من که حتما شرکت ميکنم، ايده خيلی جالبی بوده از طرف آبی و ياوه های عاشقانه يک من....
برای اطلاعات بيشتر، تشريف ببريد، اينجا و اينجا و اينجا ...!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2/23/2003 8:43:00 PM ----- BODY:

امروز صبح که از خواب بيدار شدم، بد جوری دلتنگ امير شده بود، تلفن رو برداشتم رو زنگ زدم بهش، از همه چيز حرف زديم و طبق معمول تلفنمون بيشتر از يک ساعت طول کشيد، خيلی حال داد، آخرش موقع خداحافظی، امير بهم گفت که احسان، ستار يه آهنگ داره، يه چيزی هست تو چشات، که دلم عاشق شور و حالشه....گفتم خب؟! گفت، اين آهنگ رو ميذاری تو وبلاگت؟؟؟  گفتم که آره، اما چرا؟؟  گفت که هوس اين آهنگ رو کردم....

منم که ديدم، اين آهنگ، يه جورايی به حال و هوای اين روزای من ميخوره، و ازون مهمتر امير ازم خواسته که براش اينو بذارم،اين آهنگ رو گذاشتم اينجا....حالا ما نفهميديم امير چرا هوس اين آهنگ رو کرده؟؟ از اثرات کنکوره که روحيات رمانس دوست ما رو بر تابيده، يا احيانا کسی هست که، حوصله نميکنه، يا احيانا کسی هست که بالاخره تونسته دل وحشی امير رو رام بکنه؟؟، امير و اون ماله هم هستند؟  يا نه؟؟  حالا اصلا به من چه؟؟!  هوس کرده ديگه اين آهنگ رو!
ولی...يه چيزی حيفم مياد نگم! من که نميدونم جريان چيه؟؟ فقط خيلی دوست دارم بدونم که اگه احيانا پای ماه پري ای در ميانه، اين ماه پريه خوشبخت کيه؟، ميخوام اگه احيانا اينجارو ميخونه بهش بگم که، دنيا رو بگرده، مثل امير ما پيدا نميکنه، يه دونه، آخريش مونده بود، کمپانی هم ديگه ازين سری توليد نميکنه، برو حالشو ببر!!!!!!  :))))))

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2/17/2003 1:05:00 AM ----- BODY:

سه شنبه يه فيلم خيلي قشنگ ديدم، پرواز بر فراز آشيانه فاخته، بي نظير بود...فقط همينو ميتونم بگم...
چهارشنبه شب مهموني داشتيم، ازون مهمونيايي که اگه ندا ويلن نميزد، پر از آدماي تکراري بود، که هيچش براي گفتن بهشون! ندارم !!
اما پنجشنبه صبح رفتيم شمال! با نصفه نيمه و 2 نفر ديگه، رفتيم ويلاي نصفه نيمه اينا خيلي عالي بود، جاي همتون خالي...
تو راهه رفتن، پليس منو گرفت و گفت، گواهينامه! کپيش همراهم بود، دادم بهش، گفت جعليه، بايد بري از تهران اصلشو بياري!!!! حالا کجا بوديم، نزديک ديزين! خلاصه کارت ماشينو گرفته بود ونميداد!!!!!  منم هي خواهش و تمنا ...! گفتم خب بابا، استعلام کنيد...تاثير نکرد که نکرد! خلاصه يکي ازين پليسا اومد در گوشم گفت: چقدر خري تو!!! لاي مدارکت يه پولي بذار، بده بهش، همه چي حله!!!! خلاصه با 1000تومان ناقابل، گواهينامه جعليه ما، اصلي شد!!!
شنبه هم برگشتيم تهران...امروز هم که روز از نو روزي از نو....!

راستي استقلالياي عزيز!!!  فکر کنم امروز يه کم همچين بگي نگي سوراخ شدين، خيلي زشت بود! 3 تا نوش جان فرموديد، روتون ميشه بازم چيزي بگين؟؟
ضمنا شنيدم که آس رم پيشنهاد داده که اين مربي خوشگلتونو با کاپلو عوض کنين، تازه گفته، پانزده ميليون دلار هم سر ميده!!!!
فتح الله زاده هم گفته، عمرا، ما تا وقتي که احمد دل پيرو رو داريم، غم نداريم!!!!  مربي خوشگلمونم مال خودمون! بيشتر از اينا مي ارزه!!

راستي ولنتاين چه کردين؟؟ خوش گذشت؟؟ کادو دادين؟؟ کادو گرفتين؟؟؟  ضمنا ماه پري هاي عزيزي که احيانا کادوي ولنتاين رو دستشون مونده، يا کسي رو ندارن که بهش کادو بدن!  من آمادگي کامل خودمو براي دريافت اين کادو ها اعلام ميکنم!!!   ترجيحا شکلات باشه بهتره....!!!!

روزاي خيلي خوبيه کلا، روزاي خيلي قشنگيه...!

آهنگي که تو اين پست گذاشتم رو، تو اين سفر بيشتر از 50 بار شنيدم، آهنگيه که حتي 100 ساله ديگه هم بدون شک منو ياد اين روزاي خوب ميندازه.....!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2/08/2003 6:53:00 PM ----- BODY:

سلام!
خيلي وقت بود که ننوشته بودم، حدودا يه هفته ميشد، خب... چيزي نداشتم که بنويسم...
امروزپول 2 تا قبض تلفن رو با جيب پدرگرامي پرداخت نمودم، تلفن بابا اينا اومده، 12000 تومان، مال اتاق من 88000 تومان.......
تو هفته پيش کلي خريد کردم، هر چيزي که يه عمر بود مي خواستم بخرم و هر بار به دليلي از جمله تنبلي، بي حوصلگي و گاهي بي پولي نميشد که بخرم، خريدم، از صندلي کامپيوتر گرفته تا کتاب "جاناتان، مرغ دريايي" نوشته "ريچارد باخ" ..... خلاصه تو هفته پيش کلي حال دادم به خودم....
سه شنبه شب، با يه آدم نصفه نيمه کلي زير بارون قدم زديم....
پنجشنبه، فوق العاده بود، عصر با يه دوست خيلي خوب بودم، شب مهموني دوستان مادر(ماما)....
امروزبه کاراي خيلي زيادي رسيدم،
بابا پنجشنبه تصادف فرمودند، حوصله نداشتند صبر کنند پليس بياد، رسيدند منزل، امر فرمودند که شنبه صبح ميري بيمه، بعد هم تعميرگاه!!!!!
ضمنا براي بار دوم زاپاس 206 به سرقت رفت، اين بار از توي زاپاس بند فولادي که 28000 تومان پولش شده بود....
طبق يه آمار رسمي هر 3 ساعت 2 تا سارق دستگير ميشند...اين آمار رو کلاتري به نمايندگي هاي بيمه گفته...
فردا هم قرار برم از يه نفر سوغاتي بگيرم،يعني به زور مي خوام ازش سوغاتي بگيرم، بهش گفتم بذاره تو سطل آشغال، بهتره پليس رو هم خبر نکنه، به نفعشه....!  :))))))))))

راستي برنامه تعطيلات آخر هفته چيه؟؟؟  کي پايس بريم شمال!!!؟؟؟!!؟!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2/03/2003 2:46:00 AM ----- BODY:

شيده جونم! معلم خوبم...تولدت مبارک!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/28/2003 6:32:00 PM ----- BODY:

دارم پا به عرصه برنامه نويسي مىگذارم...امروز يه مقدار زيادي الگوريتم و فلوچارت خوندم، به قول امير خيلي ذهن رو باز مي کنه! حالا بخونم تا بعد برم سراغ javascript!

راستي امروز تولد نفيسه هست! نفيسه جان، تولدت مبارک...اميدوارم هر چي که دوست داري، همون بشه!

امروز چه بارون قشنگي داره مياد، با حال و روز باروني من کاملا سازگاره، امشب پيپ و قهوه و آهنگ هاي رومانتيک تا صبح به راهه.....

آهنگ اين دفعه هم باز از فرامرز اصلاني، آلبوم روزهاي ترانه و اندوه:


 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/27/2003 9:42:00 PM ----- BODY:

دىگه کم کم دارم مىشم شبىه اىن عسل تو ITV!!!  ىه چند روزه دىگه اىنجا آهنگ هاي درخواستي هم پخش مىکنم!
الو! وبلاگ عمو گارفىلد! بفماىىن!!!!!!!
سلام احسان جووووووووووووووووووون!
سلام عزىزم! خوبي!؟!؟!
واي! چه خوشگل شدي تو!
قربونت برم! چه آهنگي مىخواي برات پخش کتم؟؟؟!!!
هاهاها!

دىشب اىن AC Milan باخت بد حالمونو گرفت.......
امروز پىنکفلوىدىش داشتم( ىعني کلاس انگلىسي!!!) خىلي خوب بود، ولي باز مثل همىشه من ىه سري از Homework هامو ىادم رفته بود انجام بدم! که با خشم پىنکفلوىدش روبه رو شدم!   خداىا! هىچکس را اسىر خشمش مکن!!!!!  آمىن!

خب دىگه همىن...!

فرامرز اصلاني، آلبوم بىاد حافظ :


 




 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/25/2003 3:03:00 PM ----- BODY:
سلام

سلام! خوبين؟؟ ببخشيد که از دوشنبه تاحالا اين آهنگ دپرس کننده رو تحمل کردين، اما مثل اينکه زيادم بد نبوده!!!
ازين به بعد سعی ميکنم هر دفعه يه آهنگی که تو حالو روزش هستم رو بذارم اينجا! اصلا هم برام مهم نيست که بيان اينجا و بهم بگن جواد و ازين حرفا! البته نظراتتون برام خيلی محترمه اما در مجموع کاری که احساس کنم درسته رو انجام ميدم!

پنجشنبه خيلی زياد بهم خوش گذشت، روز خيلی خوبی بود، عصر رو با يه دوست خيلی خوب گذروندم و شب هم با 3 تا از دوستای ديگه خوبم رفتيم شام بيرون، بعدش بعداز فکر کنم حدود 1سالو نيم با هم رفتيم پارک ملت و قدم زديم! خيلی نوستالژيک بود حس و حالش! ياد بچگی هام افتادم که بابام منو ميبرد اونجا دوچرخه سواری! راستی....آب اون درياچه تو پارک ملت رو هم که توش قايق سواری ميکردند خالی کردند...! ( صبح بخير عمو گارفيلد!!!)

چهارشنبه هم خيلی عالی بود و خوش گذشت...، بعد از کلاس با پينکفلويديش، وقتی داشتم ميرسوندمش ميدون ونک، تو ماشين، پشت ترافيک، جفتمون زده بود به سرمون و آهنگهای عاشقانه ميخونديم، انصافا معلم به اين باحالی و با صفايی خيلی کم پيدا ميشه! يه آهنگی که با هم خونديم و کلی بهمون حال داد آهنگ "برج" ابی بود، امروز اين آهنگ رو ميذارم اينجا، اميدوارم که خوشتون بياد...
آلبوم: کوه يخ
آهنگساز: فريد زلاند
شاعر: اردلان سرفراز
تنظيم کننده: منوچهر چشم آذر


 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/20/2003 2:48:00 AM ----- BODY:

پارسال اين موقع ها بود که يه جورايی شده بودم! نميدونم چه جوری! اما مثل اين که بهش ميگفتند عاشق شدن! نميدونم حالا واقعا عشق بود يا نه!؟!؟! هر چی بود که اونم گذشت و به خاطرات پيوست...
امشب داشتم دفترخاطرات پارسالمو نگاه ميکردم تا رسيدم به 29 دی 1380! يه گوشه ايش نوشته بودم:
اما خيلی دير دونستم تو فقط عروسکی.....
و من يادم اومد که که پارسال تنها نشسته بودم و داشتم با اين آهنگ زار ميزدم!!!!!

به ياد اون شب... اين آهنگ و ميذارم براتون! شايد شما هم .....!
ببخشيد اگه يه مقداری سنگين، نميشد حجمشو ازين کمتر کرد، خيلی کيفيتش بد ميشد ديگه!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/13/2003 2:06:00 PM ----- BODY:

يه سری از دوستان عزيز در دانشگاه صنعتی اميرکبير زحمت کشيدند و لطف کردند نامه فرستادند به رهبر يا بهتر بگم رييس دولت انتقالی کشور دوست و برادر "افغانستان!!!! و عاجزانه از حامد کرزای درخواست کردند که شرايطی فراهم کنه برای ادامه تحصيلشون در آن کشور مدرن وپيشرفته!!!  تازه قول هم دادند که به سازندگی اين کشور کمک هم بکنند!!!  حالا شما ها که جرات کردين واسه رهبر اين کشور قوی و مدرن وپيشرفته نامه فرستادين، يه نامه هم واسه اين پسر گاوچرونه، جرج بوش بنويسين ببينين راتون ميده يا نه!!!!؟؟!؟

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/12/2003 12:44:00 PM ----- BODY:

يه عالمه کار دارم، کلی چيز بايد بخونم، کلی کار بايد انجام بدم.....
اما هيچکدومشو درست و حسابی انجام نميدم!
  اين بار يه ماه پريه ديگه ازم خواست که بيام بنويسم!  اما چون اين ماه پری کلا مدلش با بقيه فرق داره و اصولا خشنه و ملايمت تو کارش نيست، طبعا روش در خواستشم فرق داره خب، اما بچه دلش پاکه، محبت داره، اما بلد نيست نشون بده!!! که اونم ايشالا بزرگ  ميشه ياد ميگيره! به هر حال ايندفعه هم از من درخواست شد...
حيات نو
، و بهار هم بسته شدند!جالب اينکه بهار بعد از 2سال و نيم توقيف موقت!!!!!!!!!!يه 2 هفته ای چاپ شد، قبلشم يه فکر کنم 2 ماهی چاپ شده بود!! خلاصه تو ايران مدت توقيف موقت روزنامه ها يه جند برابری بيشتر از مدت چاپشونه!!!! و جالبتر اينکه چون مدير مسئول حيات نو روحانی است، بايد به جرايمش در دادگاه ويژه روحانيت رسيدگی بشه، نه در دادگاه مطبوعات!!! البته موضوع جديدی نيست، اما يه مدت بود اتفاق نيافتاده بود، يادم رفته بود، ولی به نظرم خيلی اين قضيه قرون وسطايی به نظر ميرسه....
حالا اين وسط يکی نيست به من بگه اصلا تو چکاره بيدی؟؟؟ تو بشين ماستتو بخور بابا!
خب ديگه ما بريم به بدبختيه خودمون برسيم به جای دادگاه ويژه روحانيت!!!
راستی يه سری هم بزنيد اينجا! بدک نيست!
راستی ماه پری جان! بازم مرسی که خواستی بيام بنويسم!!!!!!!


 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/05/2003 12:34:00 AM ----- BODY:

سحر برگشت، امير تا اوايل اسفند رفت
صد شکر که اين آمد و صد حيف که آن رفت...

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1/03/2003 1:18:00 AM ----- BODY:

من شبتم، سگ تپلم، تا کی بودم دنبال دمم، پس کی ميرسم به اين دمم!!! (البته من پيشولم!!!!)

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/30/2002 2:57:00 AM ----- BODY:

اين قضيه مافيا و گنگ و ... خيلی جالب شده!  بعد از پرستو، احسان هم مطلبی در همين مورد نوشته ، و خيلی قشنگ در مورد تفاوت های دنيای مطبوعات و دنيای وبلاگ توضيح داده...... به نظر من دنيای مطبوعات دنيای پول و جناح بندی ومنافع شخصيه ، اما دنيای وبلاگ ، دنيای دل و به قول احسان دنيای صداقته! حالا بعضی اين مطبوعاتچي ها ميخوان وبلاگشهر رو ازين قشنگيش در بيارند و وارد بازيهای خودشون کنند و با وارد کردن بچه ها به جنگ روانی که اونا از خداشونه و در حقيقت هم همين هدف رو دنبال ميکنند، به مقاصد خودشون برسند، حالا مقاصدشون چيه؟؟؟ ايجاد تشنج در فضای وبلاگشهر، ايجاد اختلاف و دو دستگی در بين بچه ها، مسموم کردنه جو، توليد تيتر های جنجالی و در نتيجه فروش بالا، شايدم بيچاره ها مطلب کم آوردند ، شايدم فعلا ديواری از ديوار وبلاگشهر کوتاه تر پيدا نکردند!  اما من فکر ميکنم تو اين شرايط بچه های وبلاگنويس بايد کوچکترين توجهی به اين مسائل نکنند و به نظر من اصلا نبايد اين قضيه رو بيشتر کش داد، چون هر چی بيشتر اين قضيه مورد توجه باشه،  اونا بيشتر به هدفشون نزديک ميشند....بايد سعی کنيم که هر چه بيشتر اين محيط اينترنت رو تميز و به دور از جنجال نگه داريم، نبايد بذاريم آلوده بشه، اينجا حداقل برای من ، تا الان آرامش بخش بوده! جايیه که راحت حرف دلم رو زدم و جايی که آدما و دوستايی پيدا کردم که حرف دلمو ميفهمند....

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/29/2002 1:47:00 PM ----- BODY:

با خورشيد رفته، حال اين روزاهای خودشو نوشته...!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1:24:00 PM ----- BODY:

اخبار الان گفت که امشب، ماه و زهره(ناهيد) ميفتند روی هم!!!  مثنکه حدودا ساعت 4:30 صبح.......حالا يه دفعه اين 2 تا بدبخت ميخوان بيفتند رو هم، ببينين چه شلوغش ميکننا!!! جنبه داشته باشين بابا!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 3:42:00 AM ----- BODY:

در مدت 3 ساعت اين سومين مطلبيست که مينويسم!
آرش نصفه نيمه و خرمگس مطالب جالبی در مورد مراسم ديروز نوشتند، حتما بخونين!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 2:48:00 AM ----- BODY:

ترس و وحشت همه وبلاگشهر رو برداشته! همه ميترسند! من که بدجوری نگران حال وبلاگشهرم! حال مردم وبلاگشهر شده مثل اوضاع بغداد، همه از حمله ميترسند! امروز که داشتم مطلب آرش رو ميخوندم، وارد سايت ccwmagazine شدم، ديدم گروهی به نام مش قاسم اونجارو Hack کردن، ديروز هم که خورشيد خانوم Hack شده بود، الان هم شنيدم که گل کاغذی hack شده!!! کامنت های منم که چت زده، فکر کنم که يه اخطاره!  خدا رحم کنه! احساس ميکنم که روزای بدی در انتظار برو بچه های وبلاگ نويسه! من بعيد نميدونم که اين قضيه بی ربط باشه به اون ماجرای  مافيای وبلاگی! خلاصه اينو بگم که بچه های فنی تر و کسايی که ضد Hack بلدند لطفا بقيه رو تنها نذارين!!  معروف تر هام بيشتر مواظب خوشون باشند، اوضاع بيريخته حسابی!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 1:36:00 AM ----- BODY:

دارم JAVASCRIPT ياد ميگيرم از سايت باحال، با يه سری مثال ساده و راحت به آدم ياد ميده و واسه آدمای خنگی مثله من حرف نداره!!!!
يکی از دوستام از کتاب "ورونيکا تصميم ميگيرد بميرد"  اينقدر بد گفت و اينقد اين کتاب رو کوبيد که من بالاخره رفتم خريدمش!!!!!! به هر حال اينم يه مدل تبليغه!

بازم يه ماه پری خوشتيپ و خوشگل و با کلاس تو کامنت ها سراغ منو گرفته و گفته شما اين روزا کجايی! ازون ور يه ماه پريه ديگه با همون خصوصيات!!! امشب از من درخواست رسمی کرد که بيام بنويسم! من نميدونم با اين ماه پری ها چه کنم؟؟؟ يکی از fan ها هم به اسم SARA K(يه شخصيت ناشناخته) باز تو کامنت ها نوشته بيا بنويس!!!
عزيزان من! من متعلق به همه شما هستم! من به عشق شما زنده ام! همين تشويق هاست که منو اميدوار نگه ميداره!!!!!!!

پيش خودم: احسان بسه ديگه! جنبه داشته باش، ابرای بالای سرتم پاک کن!!!!!!!!!!!! 
تا بيشتر چرت و پرت نگفتم برم ديگه!
به قول خرمگس، عزيز دلم....(آرش جون تو هم عزيز دلمی)!!!

همين

بای بای

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/23/2002 8:41:00 PM ----- BODY:

سلام!
امروز صبح بابای ما همچين هوس کرده بود يه حالی بهمون بده، ساعت 6:50 اومد تو اتاق من و شروع کرد، احسان!!!  پاشو برو نون بخر!؟!؟!
بابا بی خيال ساعت 7 نشده هنوز...
نميری پس؟؟
نه!
خيلی خب!!!! (اين خيلی خب يعنی دهنت سرويسه!!!!!!)

3 دقيقه بعد صدای آهنگ ويگن مياد، فکر کنم تا آخرش زيادش کرده!!! قد و بالای تو رعنا رو بنازم......

بابا، بابا!!!  تروخدا خاموشش کن....جون من بذار بخوابم!!!
نه، خوبه، واسه صبح نشاط آوره!

(بالاخره آهنگ تموم ميشه و بابا ويگن خونش تامين ميشه حالا نوبت خودشه که ارکستر بده)!!

(صدای بابا، در حالی که در اتاق منو باز گذاشته عمدا): باز، ای الهه ناز، با دل من بساز.....
(سوت هم در بين ابيات با احساس خاصی زذه ميشه)!
بابا، تروخدا بسه!!!!

ساعت شده 7:40 و من همچنان تو تختمم! ديگه نميتونم بخوابم، سرم درد گرفته حسابی، نقشه اش جواب داده! و خودش نيست، رفته شرکت، ساعت 10:00 زنگ می زنم بهشون،
بابا سلام...
سلام به به آقا احسان( همراه با خنده موذيانه) ازونايی که حرص آدم رو در مياره، با لحن پيروزمندانه!!!
خوبين؟؟
قربونت..
بابا امشب ساعت 3:00 صبح آهنگ"شب شب، شب که نذاشتی خواب نذاشتی برام" هايده رو ميذارم برات با صدای بلند....
هه هه برو بچه من کار دارم!

تلفن قطع ميشه و من منظر ساعت 3:00 ميمونم، گرچه ميدونم جرات هيچ کاری نخواهم داشت!!!!!!!!!!!!!!!!!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/19/2002 2:25:00 PM ----- BODY:

سلام!
مريم گلی عزيز، لطف کرده کامنت گذاشته گفته بيام بنويسم! آدم قند تو دلش آب ميشه وقتی يه ماه پريه شيک و با کلاس به آدم ميگه بيا بنويس ......!

از سايت رويداد
:
 نامه سرگشاده دكتر سيد ابراهيم نبوي به رهبري(جديد)!!!! انقلاب را حتما بخوانيد...مخصوصا اگر نامه آن يكي دكتر را قبلا خوانده‌ايد...
ضمنا تو سايت رويداد اون لوگوی جواد و زشت دکتر قاسم شعله سعدی رو ببينيد.......

يه فلش با حال ديدم با عنوان
Dear Penis !!! حتما speaker هاتون رو روشن کنين و کلی بخندين! ببينين ملت عضو شريفشون چه عزت چپونی ميکنند!!!

امير عزيزم
يه روش جديد برای دوست شدن و دوست پيدا کردن اختراع کرده که انصافا خوب جواب ميده! چون يکی از اون 2 تايی که امير تو وبلاگش نوشته ازين طريق باهاشون دوست شده، خود منم!!! من اصلا باورم نميشه بعد از اون خين و خين ريزی بين من و امير، چطوری ما با هم اين همه رفيق شديم!!!! خلاصه روششو امتحان کنين، خيلی کار سازه....

حتما کامنت های آخرين مطلب سحر عزيز رو يه چکی بکنين، بی ضرر نيست!!!!!!!

احسان کيانفر عزيز جديدا
مطالب بالای 18 سال مينويسه! من ميترسم کم کم ازمون شماره Credit Card هم بخواد!!!

عجب برف توپی اومده! خيلی حال ميده، ديشب ساعت  2:30 رفتم پشت بوم و کلی برف خوردم!!!! يعنی خوردم واقعا!! چه حالی ميده که تو برف آدم با يه ماه پری بره بالای يه تپه با شيب ملايم! بعد اون بالا ماه پری رو در آغوش بگيری و تا پايين تپه به همون شکل خر غلت بزنی!!! وسطاشم يه چند تا بوس آرتيستی بگيری ازش!!!!!!!!!!!!!!! 

راستی من تا همين يه هفته پيش غلت رو با
ط مينوشتم، اما پرستوی عزيز يه تذکر آيين نامه ای  بهم داد و من رو يک عمر بنده خودش کرد!!!!!

خب همين ديگه! 
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/14/2002 5:08:00 PM ----- BODY:

وای!!!  امروز داشتيم تصادف ميکرديم! من که داشتم ميمردم از ترس! مثل سگ ترسيده بودم! خلاصه که الان خيلی خوشحالم که زنده ام!
يکی بهم گفت: يعنی شما الان خيلی خوشحالی که زنده ای؟؟؟!!!
بله! من خيلی خوشحالم که زنده ام!!

راستی، با خورشيد رفته يه متن خيلی خيلی خوشگل نوشته! برين بخونين که تو دوره قحطی مطلب از دُر و گوهر ارزشمندتره! قشنگيشم به خاطر اينه که خودش ننوشته، يه دوست خيلی خوب بهش داده که بنويسه! خودش عمرا بتونه اينجوری بنويسه!

يه چيزه ديگه! ديروز ريشامو بعد از 1 ماه و نيم  3تيغ زدم!!!!!  دوست نداشتم بزنم، ميخواستم بلند بشه مثله اين هنرمندا! اما نتونستم در مقابل فشار افکار عمومی بيشتر ازين تحمل کنم! اما امروز يکی اينقدر قربون صدقه ام رفت که ديگه داشتم به قول امير ذوقمرگ ميشدم!!!
خلاصه الان اصلا پشيمون نيستم!!!
همين ديگه....
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/13/2002 8:40:00 PM ----- BODY:

 اين آرش نصفه نيمه برگشت، با ريخت و قيافه جديد، خيلی خوشگل! حتما برين ببينين تا از کفتون نره! دوستم يه پا هنرمنده، ببينين چی ساخته!  اما بگم بهتون که اگه ميخواين بهش تبريک بگين يا بايد واسش ميل بزنين يا اينجا بهش تبريک بگين!   
آرش جون مبارک باشه، ايشالا با سلامتی و دل خوش! ايشالا داماديتو ببينم مادر!!!!!!!

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/09/2002 4:11:00 AM ----- BODY:

اول از همه بهتون بگم که اين آرش نصفه نيمه هيچيش نيست! از همه ما سر حال تره! اصلا نگرانش نباشيد.....!

امشب برای يه کاری رفته بودم پيش يکی از دوستان دوران دانشگاه بابام، نشسته بودم و داشتم باهاش حرف می زدم که يک سری چيزای جالب گفت، و من کلی حال کردم که بابام که گاهی با قيافه های کاملا جدی منو نصايح پدرانه می کنه، خودش و دوستاش چه بر نامه هايی که نداشتند در دوران دانشجويی، اونم در آلمان....

2-3 تا تيکه ای که اين دوست بابام در غيابش بهش انداخت رو ميگم بهتون، بقيشه ام باشه برای ساعت 12 شب به بعد!!! البته يه چند تا خاطره 18 سال به بالا هم در مورد بابام گفت که حالا بماند.....

-اين بابات کجاست؟؟ پيداش نيست؟؟
-کار داشت، نتونست بياد، سلام رسوند.......
-غلط کرد....بدينش به نمکی، جاش 2-3 تا ازين زنبيل ها بگيرين!!!!

-راستی بابام نظرشو در اين مورد بهتون گفته؟؟؟
- بابات که هميشه نظرش سيخه!!!!!!!!!!!!!!

-بابام که چند وقت پيش آزمايش داده بود همه چيش پايين بود، چربی، قند ،فشار........
-آره، ميدونم بابای تو همه چيش پايينه جز يه چيزش!!!!!!!!!!!  

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/07/2002 1:40:00 PM ----- BODY:

آقا اين خرمگس امروز از ته دل من حرف زذه! به خدا راست ميگه، اين موبايل خيلی واسه آدم ضرر داره، مخصوصا برای ماه پريون که بايد خيلی مواظب سلامتی و زيبايی خودشون باشند!

امروز تو
BBC خوندم که 2 نفر از مراجع تقليد فرمودند که نابرابری ديه زن و مرد، از احکام قطعی اسلام است و جای هيچگونه ترديد و قابليت انعطاف ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  خيلی چيزا دارم که در اين مورد بنويسم، اما چون ما در يک مملکت کاملا آزاد زندگی می کنيم و از انواع و اقسام آزاديها اعم از آزادی انديشه و بيان و... برخورداريم، فقط يه آزادی بعد از بيان نداريم.....ميذارم واسه وقتی که ايشالا خدا اين يه رقم آزادی رو هم بهمون داد!
تا يادم نرفته روز دانشجو رو گرامی بدارم!!!! دانشجويانی که امروز تنها ترين و مظلوم ترين قشر جامعه ما هستند، تا حدی که امسال حتی خاتمی هم تنهاشون گذاشت و به ديدارشون نرفت.........

 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/04/2002 10:30:00 AM ----- BODY:

ديروز وقتی داشتم ميرفتم خونه يکی از دوستام در يکی اين برج های الهيه، يه طبقه زودتر از آسانسور پياده شدم و به اشتباه زنگ در يه آپارتمان ديگه رو زدم که از توش صدای آهنگ و رقص و جيغ جيغ چند ماه پری ميامد! در که وا شد، ديدم بله! گويا ماه پری پارتی بوده به پوز زنيه سبيل پارتی ما! خلاصه معذرت خواهی کردم و از طريق پله رفتم طبقه بالا! بعد از يه مدت ديدم که صدای آمبولانس مياد و گريه و جيغ و ناراحتی، بعد از مدتی متوجه شدم که يک سری از اين خانوم های محترم از ديدن روی چون ماه من غش کردن، يه سری ديگه که مشغول پوست کندن ميوه بودند، چنان مبهوت جمال من شده بودند که به اشتباه دست خودشون رو بريده بودند، عده ای ديگه ای ديوانه وار به دنبال من ميگشتند و........خلاصه خوشتيپی هم واسه ما دردسر شده.........

* اين داستان کاملا تخيلی است!!!!
*تا وقتی امير هست من و چه به اين حرفا!


 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 12/01/2002 9:11:00 PM ----- BODY:

آخیش! بالاخره اين يکشنبه تموم شد! يکشنبه ها که ميگذره من تعطيلات آخر هفته ام شروع ميشه! کلی راحت ميشم! تازگی ها بد جوری سرم شلوغ شده، 1000 تا کار بايد بکنم! 
روزی بايد 4 ساعت زبان بخونم برای امتحان
IELTS
برای CIW که بايد دوبی برم امتحان بدم روزی 3-4 ساعت!
تمرين گيتار حداقل روزی 1:30!
چت و وبلاگ خوندن و وبلاگ نوشتن و نظر دادن رو هم بهش اضافه کنين روزی 4 ساعت!  خوابم که اصل قضيه هست، روزی کم کم 9 ساعت! يه روزايی مثل امروز هم مثلا 2 تا فوتبال داره ميشه روزی 3 ساعت!  الواتی ها رو هم بهش اضافه کنين ، بيرون رفتن، تلفن حرف زدن و......... خلاصه ميبينين که کلی وقت کم ميارين! اينجاست که من آرزو می کنم که کاش  24 ساعت رو ميشد کرد 35 ساعت! خيلی خوب بود ؟؟ نه؟؟؟
 

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 11/29/2002 2:30:00 AM ----- BODY:

چند تا بوسه مونده تا عاشق شدن؟؟!!؟؟

-------- AUTHOR: Ehsan DATE: 11/28/2002 5:06:00 PM ----- BODY:

ديشب با خرمگس و نصفه نيمه و چند تا لندهور ديگه رفتيم لواسان! دريغ از يک جنس لطيف يا يک ماه پری به قول امير!!!! ويلا هم شبيه خونه مادربزرگه بود به قول آرش! فقط يه مخمل کم داشت که با تصميم صاحبخونه، آرش با حفظ سمت به عنوان مخمل منصوب شد! خيلی خوش گذشت و باحال بود! نصفه شبم شروع کرديم به بحث های نظری و فلسفی خفن! نمی گم کی چه عقيده ای داشت و چی می گفت، فقط اين و بگم که اينقدر عر زديم که وقتی امروز صبح از خواب بلند شديم، صدامون در نيمومد!!! و اين در حالی بود که امير در فاصله کمتر از نيم متر داشت خواب هفت پادشاه ميديد!!!!  چشمتون روز بد نبينه که صبح به امير بد تقاصی پس داديم! با يه آهنگ تکنو ساعت 9:30 که ما تازه 3 ساعت بود خوابيده بوديم از خواب پَرونده مون با استناد به بحث های ديشب! موقع برگشتن هم برف سنگينی تو جاده ميامد و ما با ديجيتال امير عکس های شيکی گرفتيم!

شنيديم که احسان هم تعطيل موقت کرده!  ولی من بعيد میدونم بتونه بيشتر از يه هفته دوام بياره! يه وبلاگشهر و يه احسان! خيلی دلمون تنگ ميشه براش اگه واقعا نخواد بنويسه! حتی موقت!

پرستو باز هم يه مقاله جالب نوشته، اين بار در مورد معجزه رقص! البته ويشکا هم  کمکش کرده! خلاصه باهم نوشتن.......حتما بخونين!!!

همين ديگه!

--------